- brain
هشدار ترس مشترک:
انسانها همواره از طریق تجربهها یاد میگیرند که چه طور در مقابل وقایع واکنش نشان دهند,سامانههایی مثل بادامههای مغز که بیشتر کار پردازش خطر و اطلاعات را عهده دار هستند و فعالیتهایی را که در گذشته منجر به ترس شده باشند را ثبت میکنند , در صورتی که در آینده مجددا با آنها روبرو شده باشیم , میتوانند از طریق مجموعه محرکهایی خاص وقایع رو به ما هشدار بدهند,
احساس ترس که از یک واقعه در ذهن ما نقش میبندد هیچ از یاد نمیروند, چنانچه در کودکی سگی ما را گاز بگیرد,احساس ان در بادامه مغز نقش میبندد و خاطراتی که با احساسات قوی همراه باشند بسیار قوی و پایدارند.
دکتر جوزف معتقد است این احساس قوی با رشح هورمون ادرنالین ارتباط تنگاتنگی داشته و به نظر میرسد که در این لحظه فرآیند حافظه نیز توسط ترشح این هورمون تقویت میشود.
مجموعه آزمایشات خارق العاده ای که از میمونهای زروس شده است این را ثابت میکند که میمونهایی که در آزمایشگاه متولد شده اند هیچ ترسی از مارها ندارند و هیچ برخوردی با مارها نداشته اند , در حالی که میمونهای وحشی از مار میترسند و بلافاصله بادیدن مار واکنش نشان میدهند.
بعد از چند هفته که مارها در معرض دید میمونهای آزمایشگاهی قرار گرفت , آنها نیز از مار ترسیدند.
حس ترس و احساس خطر که از طریق مشاهده به وجود میآید بسیار سریعتر است.
دکتر سوزان مونیکا از دانشگاه نورس فکستر ادعا میکند که آزمایش نتیجه جالبتری از ترس به ما میدهد ,او شکل دیگر از آزمایش را برای میمونها انجام داد,او اینبار مار را حذف کرد وبه جای ان گلی را در قفسه شیشه در جلوی میمون آزمایشگاهی قرار داد.
میمونها مانند همنوع خود از گل میترسند ولی این احساس ترس از گل در این آزمایش منتقل نشد و این نتیجه حاکی از این است شاید چیز دیگری در این فرآیند انتقال ترس نقش دارد,از آنجایی که این میمونها تا به حال آن را ندیده اند , این احتمال وجود دارد که اختلاف این دو عکس العمل بین واکنش به خاطر عوامل ژنتیک است.دکتر مونیکا معتقد است که ما به طور ذاتی بعضی ترسها رو بهتر از ترسهای دیگر فرا میگیریم ,آمادگی انسانها برای ترسیدن از چیزهای عجیب و غریب غیرقابل پیش بینی ! و چیزهای غیرقابل کنترل خطرناک است.همچنین چیزهایی که زمانی خطری برای نسل ما محسوب میشدند از این دست میباشد.
شاید بتوان گفت که روند زندگی انسانها و پستان داران بزرگ در موقعیتهایی قرار گرفته اند که اغلب خطرناک اندو ترس از بعضی چیزها د ر ذهن آنها نقش بسته اند .
بدون شک اجداد ما از خزندگان و حشرات میترسیدند.
دکتر پاراگوبا متخصص هیپنوتیزم معتقد است شکل ترس در انسان درمان شدنی اشت, او معتقد است با رخنه کردن د ر ضمیر ناخودآگاه بیماران میتواند شکل ترس را تغییر داده و آن را درمان کند , او باوارد شدن در ضمیر ناخودآگاه کلید خاموش شدن را میفشارد , مسلما رها شدن از افکار بی معنی و پوچ لذت زیادی دارد .
همکار او دکتر بارابارا عضو انجمن فن آوری جورجیا معتقد است روش او به گونه ایست که سعی کرده نشانههای ترس را آشکار کند, از نظر او چیزی که مهم است احساس ترس به موقعیت آن بستگی دارد , ایشان با تجربه ای مجازی و درمان که بوسیله ان فرصتی برای بیماران میدهد تا بوسیله مغز پیشرفته خود مغز ابتدایی خود را تجزیه و تحلیل کنند.
عده ای میکوشند تا واکنشهای ترس را مهار کنند و اما عده ای دیگر از این احساس لذت میبرند.
ترن هوایی تاکابیشا پر شیبترین ترن هوایی در پارک تفریحی کوهستانی فوجی کیو است که به عنوان بزرگترین ترن هوایی در دنیا شناخته میشود.مسافرین این ترن از ارتفاع ۱۰۰ پا سقوط میکنند و زمانی که وارد تونلی تاریک در درون زمین میشوند شتابی معادل ۷۰۰ مایل دارند , ترنهای هوایی اصولا قابهایی فولادی دارند که شدیترین احساس ترس را به انسان وارد میکنند.
دکتر گرین ویلسون عضو موسسه روانکاوی لندن معتقد است در خصوص تمایل بیش از اندازه ما به ترن هوایی پی برده که در کنار این لذت و شادی موقتی , فواید دیگری هم از این تجربه بدست میآید که این افراد مدتی اظطراب و نگرانی را ا ز یاد میبرند از طرفی فایده ای دیگر نیز ممکن است وجود داشته باشد , دکتر ویلسون معتقد است خطری که از این پدیده ممکن است به وجود آید غریزه دیگری را تحت تاثیر قرار میدهد, یکی دیگر از فواید این کار این است که پیوند اجتماعی قویتری شکل میگیرد , زمانی که به همراه شخص دیگر ترس را تجربه کنیم , احساس نزدیکی بیشتری به او خواهیم کرد , به همین دلیل میباشد که دوست داریم با نزدیکان و خویشاوندان خود به این ترنها برویم
احساس نزدیکی در هنگام خطر غریزه ای است که در انسانها و جانوران وجود دارد.
ترس مشترک هدف مشترک است , خطری که همه خویشاوندان ما را در بر میگیرد میتواند بر روی رکل جامعه ما تاثیر بگذارد.
در حملههای هوایی سال ۱۹۴۰ شهرهای انگلیس به طور متوسط روزانه چندین با مورد حمله هوای هواپیماها قرار میگرفت , ترس از مرگ تمام کشور را فرا گرفته بود , پیتر کاندال بازمنده ۶۰ ساله است که هنوز خاطرات ان دوران در زندگی اش تاثیر میگذارد, اور در خاطرات خود میگوید زمانی که هواپیماها تمامیشهر , کوچهها ساختمانها و خلاصه همه جا را بمباران میکردند یاد دارد که از ترس به انبار زیر زمینی پناهنده شد که تنها با ۶ نفر غریبه به سر میبرد انها همگی از ترس شدید و مردن در اغوش هم بودند , او پس از سالها هربار که ان خانوانده غریبه را میبیند مدتها در چشمان هم خیره میشنود و چنان پیوندی بین انها ست که گویا از عزل همدیگر را میشناختند.
ترس میتواند صفات خوب ما را شکوفا کند, در عین حال حتی میتواند انسان را عاجز و ناتوان کند, یعنی هنگامیکه ترس به وحشت تبدیل میشود.
شجاعت به هنگام ترس نیروی بالقوه ای به وجود میاورد که در عین حاب میتواند به نفع افراد ویا حتی به نفع جامعه باشد .
در سال ۱۹۶۹ آرمسترانگ زمانی که بر روی ماه فرودآمد,مردم جهان را حیرت زده ساختند , این ماموریت میتوانست سرنوشت شومیهم به دنبال داشته باشد , سوختی به اندازه ۶۰ ثانیه بیشتر باقی نمانده بود که آنها مجبور بودند گودال بزرگ و خطرناکی را دور بزندد , آنها موفق شدند ولی با وجود ۲۰ ثانیه سوخت باقی مانده فرود آ مدند.
فاصله ای به اندازه ۲۰ ثانیه بین مرگ و زندگی
در نتیجه مشخص میشود که شیوه ترکیبی تحت تاثیر قار دادن مغز ابتدا به وسیله مغز پیشرفته و تجزیه تحلیل آن میتواند در درمان ترس غیر واقعی به میزان ۸۰ درصد تاثیر بسزایی داشته باشد.
منبع : unipaper.ir
نظرات شما عزیزان: